تبليغاتX
تمدن ايران
 
تمدن ايران
 
 
ایران تا کنون بارها بر گرد تاریخ خود گردیده است
 
مکیاول سیاستمدار معروف ایتالیایی سده ۱۶ در کتاب «هنر جنگ» می‌نویسد: «اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده‌گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آن را از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست نداری، دروغگویی بزرگترین عامل پیروزی است». این شیوه اندیشه‌ای را سده‌ها پیش از مکیاول، نخست تازیان و سپس تازی پرستان در ۱۴۰۰ سال گذشته به خوبی (و با پیروزی نسبی) در مورد ایرانیان برای در هم کوبیدن فرهنگ و هویت آنها انجام داده‌اند. امروز شیادان حرفه‌ای با تیترهای «استاد»، «مورخ»، «نویسنده» وارد میدان شده و هر روز از آستین گشاد خود دروغی را خارج کرده و آن را بسوی مردمانی که از همه جا بی‌خبر نگه داشته شده ولی پاک و جستجوگر مانده هدف می‌گیرند. این دروغ‌ها دور و بر چند موضوع کهنه که بارها و بارها ساختگی بودن آنها در کتاب‌ها و نوشتارهای گوناگون ثابت شده می‌گردند: دو خدایی بودن آئین زرتشت، ازدواج با محارم (نزدیکان)، حرمسرای شاهان، یکی دو تا از گفته‌های نیچه فیلسوف آلمانی، افسانه بودن وجود زرتشت ، آتش پرستی در آئین زرتشت، یاد دادن عقل و خرد بوسیله اسلام به آئین زرتشت، دوران پیش از اسلام را عهد جهالت نامیدن... و غیره.
 |+| نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 20:5  توسط محسن بزاز  | 
بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.

مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:

بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند ماخوذ گردیده‌است .

در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:

  1. شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
  2. زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
  3. شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
  4. برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند
  5. برخی بر این باورند که به دلیل این‌که یکی از طوایف «بنی عَجل» که «تستر» نام داشت این شهر را فتح نمود، این شهر به نام او موسوم گشت. یعنی شوشتر از گرفته شده از تشتر(تستر)است.

پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. عیلام شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده عیلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن عیلامی باشد. و ظاهراً هیدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است(گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و عیلامی شهر در جایگاهی که هماکنون دستوا نام دارد بوده باشد(محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد.

 تاریخچه شهرنشینی

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.» [۱]

در باب قدمت شهر شوش برجهانیان هیچ شک نباشد. اما شوشتر... بسیاری گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بساخت، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پر آب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به غایت زیبا و عظیم بنا کنند. ما با پذیرش قدمت شهر شوش ناچاریم با اندک سالی تفاوت قدمت شهرنشینی و تمدن در شوشتر را نیز باور داشته باشیم. در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری عظیم را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است. متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که قیصر روم را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آنها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانالهای بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است. با ورود اسلام، سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه‌ای طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند.

در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که بر علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان و فتنه‌های مشعشع و غیره، خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود. در پایان قاجاریه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست می‌دهد. متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت خوزستان به اهواز منتقل می‌گردد و با کشف نفت در خوزستان، توجه حکومت پهلوی معطوف به آبادان، مسجدسلیمان و اهواز می‌گردد و دیگر شهرهای خوزستان از روند توسعه باز می‌مانند و همواره در یک قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفی می‌رود. در دهه ۵۰ با ایجاد شرکت کشت و صنعت کارون (بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه) فصل جدیدی برای توسعه یافتن شوشتر آغاز می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در طول جنگ تحمیلی، شوشتر از حملات هوایی دشمن در امان نمی‌ماند. اما نسبت به شهرهایی چون دزفول و اهواز دارای امنیت بهتری بوده و همین امر باعث می‌شد تا بسیاری از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه بیاورند.

در سفرنامه‌های بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر نیز در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:9  توسط محسن بزاز  | 

رصدخانه مجاور زیگورات چغازنبيل

رضا مرادی غیاث آبادی

زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله 40 كیلومتری جنوب شرقی شوش و 20 كیلومتری هفت‌تپه و در نزدیكی كرانه غربی رود دز جای گرفته است.

این زیگورات نیایشگاهی است كه در سال1250 پیش از میلاد در دوره عیلامیان به فرمان پادشاه مشهور عیلامی به نام «اونتاش‌ گال» (1265- 1245 پیش از میلاد) در میانه شهر «دور اونتاشی» ساخته شده است.

زیگورات چغازنبیل كه از بزرگترین بناهای باستانی ایران به شمار می‌رود، به تمامی از خشت و آجر در زمینی به مساحت 11000 متر مربع و در 5 طبقه ساخته شده و ارتفاع آن در زمان آبادانی به قریب 50 متر و سطح زیربنای آن به 25000 متر مربع می‌رسیده است. هم اكنون نیمی از ارتفاع این بنا از بین رفته است.

زیگورات چغازنبیل، تقویم آفتابی، شوش

تقویم آفتابی زیگورات چغازنبیل

عکس از غیاث آبادی، خرداد 1379

در سه سوی زیگورات چغازنبیل سه بنای كوچك آجری دایره‌ای شكل ساخته شده است كه تنها یكی از آنها كه در سوی شمال غربی قرار دارد تا حدودی سالم باقی مانده بود و دیگری كه در سوی جنوب غربی قرار دارد به دست مرمتگران عضو هیئت كاوش فرانسوی شبیه به نمونه سالمِ شمال غربی بازسازی شد. در این بازسازی تنها نیمی از بنا ساخته شد و از بازسازی نیمه دیگر صرفنظر شد. بنای شمال شرقی كاملاً از بین رفته و تنها شالوده آن باقی مانده است.

در باره كاربرد این سه بنا نظریه‌های متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت كـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان «پـوستامنـت» ‌به معنای پایه مجسمه نام برده‌اند. عده‌ای دیگر آنرا سكو، نیمكت، مذبح، محراب و قربانگاه دانسته‌اند؛ و بعضی دیگر به دلیل شكل نیم‌دایره‌ای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد كرده‌اند. غافل از آنكه شكل نیم‌دایره‌ای آن تنها به این سبب بوده كه تنها یك نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بی‌گمان احتمال «پایه مجسمه» بودن این بنا منافاتی با كاربرد تقویمی آن ندارد.

در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتاب‌سنج آجری به شكل تاق‌نما یا پنجره‌نما ساخته شده است كه با آفتاب‌سنج‌های رصدخانه نقش‌رستم شباهت ظاهری دارند.

به گمان این نگارنده، این سه بنا كه بر روی هم مجموعه واحدی را تشكیل می‌دهند، یك رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلاب‌های تابستانی و زمستانی بوده است.

زیگورات چغازنبیل، آفتاب سنج

چگونگی ایجاد سایه‌ها در تقویم آفتابی زیگورات چغازنبیل

طرح از غیاث آبادی

تغییرات زاویه بین گوشه‌های آفتاب‌سنج‌ها (كه تعدا آنها در مجموع به 12 عدد می‌رسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یك از فصل‌های سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتاب‌سنج‌ها به گونه‌ای طراحی و ساخته شده‌اند كه بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایه‌های متشكله در آن، آغاز یا میانه هر یك از فصل‌ها كه منطبق با اعتدال‌های بهاری یا پاییزی و انقلاب‌های تابستانی و زمستانی می‌باشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری كه نه مبتنی بر ماه‌های دوازده‌گانه، كه بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازه‌های زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بكار می‌رفته است.

در واقع شكل خاص این تاق‌نماها كه با چند قوس یا ردیفٍ پشت سر هم به ترتیب كوچك می‌شوند؛ در آیین معماری باستان جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند كه هر چند در آغاز برای كاربرد ویژه آفتاب‌سنجی آن ساخته می‌شدند، اما بزودی به عنوان یك طرح تزئینی در بسیاری از بناها و بخصوص در دروازه ورودی آن بكار گرفته شد.

نمونه این تاق‌نماها در بناهای باستانی عیلامی و هخامنشی در شوش، بناهای اورارتویی در پیرامون دریاچه وان، بناهای بین‌النهرینی در اوروك و در نیایشگاه سفید، بناهای هخامنشی در تخت‌جمشید، بناهای اشكانی در نسا و هَترا (الحضره)، بناهای ساسانی در فیروزآباد و بیشاپور و تخت‌سلیمان، و نیز در بسیاری جاهای دیگر دیده می‌شوند.

در چغازنبیل آجرهای سازنده این آفتاب‌سنج‌ها اختصاصاً برای همین كاربرد طراحی و قالب‌ریزی شده‌اند و دارای شكل خاص هشت ضلعی می‌باشند. بر روی شش ضلع بیرونی یك رج از این آجرها، كتیبه‌ای به خط و زبان عیلامی نگاشته شده است:

“من اونتـاش گـال، پسر هـومبـانومنـا، شاه انزان وشوش، من در اینجا بنای محترمی ساختم، یك «سیـان كـوك». در «سـال‌ها» و «روزهـا»ی پر شمار پادشاهی طولانی به دست آوردم. من بنا كردم یك «شونشو ایرپی». من برای خدای گال و اینشوشیناك «سیان كوك» ساختم.”

معنای دو واژه مهــم و كلیدی «سیـان كوك» siyan kuk  و «شونشو ایرپی» shunshu irpi مشخص نشده است. م. ج. استٍو از سیان‌كوك به معنای احتمالی «دیدگاه، چشم‌انداز، دیدارگاه» نام می‌برد (م. ج. استو، چغازنبیل- دور اونتاش، جلد سوم، متون ایلامی و اكدی، ترجمه اصغر كریمی، 1375) و به گمان ما تا حد زیادی به معنای حقیقی آن كه مفهوم «رصدگاه» و «رصدخانه» را می‌رساند، نزدیك شده است. كاربرد این بنا صحت این نام‌گذاری را تایید می‌كند.

همچنین علاوه بر آفتا‌ب‌سنج‌های فوق، بنای زیگورات چغازنبیل بگونه‌ای ساخته شده است كه زاویه خط افق با خطی‌ فرضی كه گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترین طبقه وصل می‌كند، كاملاً برابر با زاویه و مسیر حركت خورشید بامدادی در هنگام اعتدالین است. از آنجا كه هر یك از طبقات زیگورات، كوچكتر از طبقات پایینی خود است، از نگاه ناظری كه در محل رصدخانه ضلع شمالی ایستاده است؛ خورشید در مدتی كوتاه، چندین بار از پشت زیگورات طلوع و غروب ظاهری می‌كند. آشنایی كامل و بیشتر با این پدیده می‌بایست با تماشای فیلم تهیه‌شده، انجام پذیرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای آگاهی بیشتر بنگرید به:

مرادی غیاث آبادی، رضا، "رصدخانه چغازنبیل" در مجموعه مقاله‌های پژوهش‌های ایرانی، شماره یکم، انتشارات نوید، 1380.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 22:59  توسط محسن بزاز  | 
کشف چغازنبيل

نمايی از چغازنبيل
در سال ١٩٣٥ ميلادی هنگامی که شرکت نفت ايران و انگليس در حوالی رود دز به حفاری‌های نفتی مشغول بود، يکی از کارمندان نيوزيلندی شرکت به نام «براون» متوجه مجموعه‌ی عظيمی شبيه تپه شد که در مکانی مرتفع قرار گرفته بود. او از آن مجموعه که در زير خاک مدفون بود آجری کتيبه‌دار پيدا کرد. در همان زمان يک گروه باستان‌شناس در فاصله‌ی ٣٥ کيلومتری در شوش به کاوش‌های باستان‌شناسی مشغول بود. براون آن آجر را نزد گروه برد تا شايد از راز آن تپه پرده بگشايند. اين‌گونه بود که حفاری‌های نفتی، نام زيگورات چغازنبيل را در اذهان زنده کرد. بعدها کاوش‌های باستان‌شناسی بين سال‌های ١٩٥١ تا ١٩٦٢ ميلا‌دی توسط رومن گيرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس فرانسوی انجام شد که اطلاعات مفيدی را از دل خاک در مورد چغازنبيل بيرون کشيد.

معرفی زيگورات

در بين‌النهرين اعتقاد مردم بر اين بود که خدايان متعددی دنيا را کنترل و اداره می‌کنند و هر شهری را خدايی است که از آن محافظت می‌کند. مردم در مرکز شهر برای خدايان معبد درست می‌کردند تا در آن زندگی کنند که گاه به شکل زيگورات بود. معابد کوچک‌تری هم ساخته می‌شد تا مردم هدايا و پيشکش‌های خود را تقديم خدايان کنند.

زيگورات (Ziqqurat) ساختمانی هرمی شکل بود که در چند طبقه ساخته می‌شد و با پلکان‌های متعدد به طبقات بالا می‌رسيد. زيگورات‌ها در بين‌النهرين قدمتی چندهزارساله دارند که در فاصله‌ی سال‌های ٢٢٠٠ تا ٥٥٠ قبل از ميلاد ساخته شده‌اند.

نمونه‌ای از يک زيگورات

درمورد فلسفه‌ی وجودی زيگورات‌ها سه نظريه عنوان شده است: اول، آن‌ها برای مصون نگه‌داشتن گندم از سيلاب بهاری ساخته می‌شدند. دوم، اين زيگورات‌های سترگ تقليدی از کوه‌های مقدس دورتادور فلات ايران بود. بنابراين اگرچه پيدايش اين بناها در خاک بين‌النهرين بود ليکن الهام‌بخش آن‌ها ايران و معنای آن‌ها از اين سرزمين گرفته شده بود. بنابر نظريه‌ی سوم که البته معروف‌ترين قول است، زيگورات نردبان صعود به آسمان بوده است.

پس از چندهزار سال هنوز هم تعدادی از اين زيگورات‌ها يافت می‌شود، به عنوان مثال زيگورات اور (Ur ziqqurat) در جنوب بين‌النهرين و زيگورات چغازنبيل در ايران. زيگورات اور که ٢١١٠ سال قبل از ميلاد ساخته شده قديمی‌ترين و زيگورات چغازنبيل بزرگ‌ترين زيگورات جهان هستند.

شهر چغازنبيل

اونتاش نپيريشا، بنيان‌گذار چغازنبيل
محدوده‌ی حکومت ايلامی‌ها خوزستان، لرستان، پشت‌کوه و کوه‌های بختياری بود که از غرب به دجله، از شرق به قسمتی از پارس، از شمال به راه بابل و همدان و از جنوب به خليج فارس محدود می‌شد و پايتخت آن شهر باستانی شوش بود.

با به حکومت رسيدن اونتاش نپيريشا (Untash Napirisha) در قرن ١٣ قبل از ميلاد (١٣٤٠–١٣٠٠ قبل از ميلاد)، چغازنبيل به عنوان پايتخت مذهبی و سياسی ايلامی‌ها در نزديکی رود دز ساخته شد و دوراونتاش (Dur Untash) ناميده شد. دوراونتاش به معنای قلعه‌ی اونتاش است. در بعضی از متون به خط ميخی اين شهر ال‌اونتاش (Ul Untash) ذکر شده که به معنی شهر اونتاش است.

اين شهر از سه حصار تودرتوی خشتی تشکيل شده و دروازه‌ی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد. در حد فاصل حصار اول و دوم کاخ‌های شاهی و آرامگاه‌های سلاطين ايلام قرار دارند. در بين حصار دوم و سوم بقايای تصفيه‌خانه‌ی آب ديده می‌شود که جزو قديمی‌ترين تأسيسات آب‌رسانی به شمار می‌رود. آب آن از رودخانه‌ی کرخه در فاصله‌ی چهل و پنج کيلومتری از طريق کانالی تأمين می‌شد. در مرکز حصار سوم معبد اصلی (زيگورات) قرار دارد.

تصوير بنيان‌گذار چغازنبيل –اونتاش نپيريشا– بر روی سنگ همراه با مجسمه‌ی مفرغی همسرش ملکه نپيراسو (Napirasu) هم‌اکنون در موزه‌ی لوور پاريس نگه‌داری می‌شوند. مجسمه‌ی ملکه، وی را در حال عبادت در برابر خدايان نشان می‌دهد. هم‌چنين بر روی دامن ملکه نام وی به همراه چند دعا به خط ميخی درج شده است.

زيگورات چغازنبيل

مجسمه‌ی مفرغی ملکه نپيراسو
زيگورات چغازنبيل معبد اصلی (زيگورات) مربعی به ضلع ١٠٥ متر است که اضلاع آن در جهات اصلی شرقی، غربی و شمالی و جنوبی واقع شده‌اند. اصل اين معبد با به‌کارگيری ميليون‌ها آجر و در پنج طبقه به ارتفاع ٥٢ متر ساخته شده بود که در حال حاضر تنها دو طبقه از آن باقی مانده است. به غير از طبقه‌ی اول و پنجم، تمامی طبقات از خشت پر شده بودند. طبقه‌ی پنجم که مرتفع‌ترين طبقه محسوب می‌شد و تنها کاهن‌ها و خانواده‌ی شاهی اجازه‌ی ورود به آن طبقه را داشتند، جای‌گاه قراردادن خدای اينشوشينک (god Inshushinak) يا خدای خاص شهر شوش بود. در حقيقت اونتاش، پادشاه ايلامی، اين بنا را برای اينشوشينک ساخت. ايلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب، خدايشان از آخرين طبقه‌ی زيگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد.

بر روی ديوارهای معبد آجرهايی به خط ميخی مشاهده می‌شود که همگی دارای متنی يکسان هستند و بيان‌گر نام پادشاه و هدف او از ساخت اين معبد است: «من اونتاش، پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش هستم. پس از آن که مصالح ساختمانی را به دست آوردم، من در اين‌جا شهر اونتاش و حريم مقدس را برپا نمودم و آن را در يک ديوار خارجی و يک ديوار داخلی محصور کردم. من معبد بلندی ساختم که شبيه آن‌چه شاهان پيش ساخته‌اند نبود و آن را به خدای اينشوشينک مقدس وقف کردم. باشد که ساختمان و زحمت من موقوفه‌ی ايشان شود و لطف و عدل اينشنوشينک در اين‌جا برقرار بماند.»

(برای ديدن فايل صوتی-تصويری حاوی اطلاعاتی در مورد چغازنبيل، اينجا را فشاردهيد)

ميز قربانی

در اطراف معبد و بر روی کف اصلی دو سکوی مدور بريده مشاهده می‌شود که نظرات مختلفی در مورد آن‌ها ابراز شده، برخی آن‌ها را قربانگاه و برخی ديگر مربوط به ستاره‌شناسی و ساعت خورشيدی دانسته‌اند. در موزه‌ی لوور پاريس ميزی موسوم به ميز قربانی (Sacrificial Table) از جنس برنز موجود است که به احتمال زياد متعلق به اين جايگاه است (تصوير).دورتادور ميز قربانی دو مار و پنج زن ديده می‌شوند. اندازه، دقت و ظرافت بالای به‌کاررفته در ساخت اين ميز حکايت از مهارت فراوان فلزکاران دوره‌ی ايلامی دارد.

ميز قربانی

ميراث جهانی

چغازنبيل در سال ١٩٧٩ ميلا‌دی از طرف يونسکو در فهرست ميراث جهانی قرار گرفت. اين محوطه يکی از چند اثر ثبت شده‌ی ايران در فهرست ميراث جهانی است. اهميت اين محوطه‌ی تاريخی به عنوان مهم‌ترين اثر به‌جای‌مانده از دوران حکومت ايلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبيعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسيدن اين مجموعه به‌عنوان ميراث جهانی بوده‌اند. فرسايش طبيعی و خسارت‌های ناشی از جنگ ايران و عراق، آسيب‌های فراوانی را متوجه اين شهر کهن نمود. برای جلوگيری از تخريب هر چه بيشتر اين منطقه، در سال ١٩٩٨ ميلادی، توافقی بين سازمان ميراث فرهنگی ايران، يونسکو، بنياد اعتباری ژاپن و مؤسسه‌ی کراتره فرانسه (مؤسسه‌ی بين‌المللی حفاظت از بناهای خشتی)، برای اجرای طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه‌ی تاريخی چغازنبيل در زمينه‌های مختلف علمی صورت گرفت. در راستای اجرای اين طرح، يک پايگاه دائمی پژوهشی شامل آزمايشگاه، بخش حفاظت و مرمت، کتاب‌خانه، بخش رايانه‌ای و بخش مطالعات سفال در قسمت اداری موزه‌ی هفت‌تپه ايجاد و تجهيز شده است.

تهديد چغازنبيل توسط حفاری‌های نفتی

اخيراً گزارش‌هايی درباره حفاری برای اکتشاف نفت در منطقه‌ی چغازنبيل در خبرگزاری‌ها انتشار يافته است. مسئول واحد حقوقی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری خوزستان هشدار داده است که:

شهر تاريخی چغازنبيل
«شرکت نفت در حريم زيگورات چغازنبيل، اقدام به حفر چاه‌هايی کرده است. اين چاه‌ها در سه مسير انفجاری برای کاوش لا‌يه‌های زيرزمينی اين منطقه حفر شده‌اند. باستان‌شناسان هشدار می‌دهند هرگونه انفجار به تخريب اين اثر باستانی منجر می‌شود»١.

اين خبر دوباره چغازنبيل را در زبان‌ها انداخت و تأثر و نگرانی عميق دوست‌داران و محافظان فرهنگ ايران‌زمين را برانگيخت.

«آيا حفاری‌های نفتی که در سال ١٩٣٥ چغازنبيل را از دل تاريخ بيرون کشيد، اين بار آن را از صفحه‌ی تاريخ محو خواهد کرد؟!»

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 22:57  توسط محسن بزاز  | 

 

     ادوار سنگی

موقعیت طبیعی و شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی کشور ایران موجب شده تا این سرزمین در زمره­ی یکی از نخستین زیستگاه­ها و کانون­های اجتماعی انسان پیش از تاریخ بشمار رود و مطالعات باستان­شناسی، انسانشناسی و دیرینشناسی نیز این موضوع را تایید کرده است.

گرچه پیدایش و ظهور نخستین گروه­های انسانی در فلات ایران به روشنی معلوم نیست و نمی‌دانیم نخستین انسان­ها از کجا و کدام سو به آسیای غربی و ایران مهاجرت کرده‌اند، ولی به اعتقاد «دکتر فیلیپ اسمیت» باستانشناس کانادایی و کاوش­گر محوطه­ی باستانی «گنج دره هرسین» که در شمار اولین دهکده‌های ماقبلی تاریخی در ایران است : «... منطقی به نظر می‌رسد، تصور کنیم که در دوران «پلیستوسن»(2) عمیق در حدود یک میلیون سال پیش، اجتماعات انسانی با ادوات سنگی مشخص خود بتدریج از آفریقا مهاجرت نموده و به مناطق اروپا و آسیای غربی و سپس بتدریج به نواحی میان دو رود و ایران وارد شده‌اند.»(3)

«ژاک دومورگان» باستانشناس فرانسوی در اواخر قرن گذشته­ی میلادی تعدادی ادوات سنگی مربوط به عهد «پلیستوسن» را ازحوزه­ی دریای مازندران (کاسپین) کشف کرد.(4)

در سال­های 67 و 1966 میلادی هیئتی از دانشگاه «مینوسوتا»ی آمریکا به سرپرستی «گاری هیوم» بررسی­هایی در منطقه­ی «لادیز» و «مشکید» بلوچستان انجام داد و آثار و نمونه ابزارهای سنگی از عهد «پارینه سنگی عمیق» بدست آورد. باستانشناس نامبرده آثار یافت شده را فرهنگ «لادیزیان» نام نهاد. این یافته‌ها نشان می‌داد که جنوب شرقی ایران در عرصه­ی «پارینه سنگی عمیق» یعنی میان یکسد تا هشتاد هزار سال پیش مسکون بوده است.(5)

طی یک بررسی باستان­شناسی و دیرین‌شناسی در سال 1975 میلادی در شمال غربی ایران در ناحیه­ی جنوب شرقی دریاچه­ی ارومیه و منطقه­ی میان مراغه ـ میانه و تبریز و در دامنه‌های ارتفاعات سهند، آثاری متعلق به عهد پارینه سنگی زیرین بدست آمد. این نمونه‌های سنگی به نخستین ساکنان شمال غربی ایران و آذربایجان تعلق داشته‌اند. خانم «هند صادق کوروس» که بررسی مذکور را انجام داده، این آثار را مربوط به فرهنگ «آشولین»(6) دانسته و قدمت آن­ها را یکسد هزار سال پیش تخمین زده است.(7)

ناحیه­ی دیگری از ایران که کهن­ترین آثارسکونت انسان در فلات ایران در آن­جا یافت شده، حوزه­ی کشَف رود خراسان (چهل کیلیومتری شمال شرق مشهد) است که در سال­های 75، 1974میلادی دو دانشمند به نام­های «آریایی» و «تی‌بالت» شناسایی و بررسی کردند. در مسیر این رودخانه خشک و سیلابی نخستین رد پای آدمی در فلات ایران و مربوط به هشتسد هزار سال پیش بدست آمد. دانشمندان نامبرده نظر دادند که از دوران «پلیوسن» دریاچه‌ای در این منطقه وجود داشته که بتدریج خشک شده است. احتمالا اجتماعاتی از نخستین ساکنان ایران در اطراف این دریاچه ساکن بوده‌اند و ابزارهای گوناگون سنگی شامل : تیغه‌ها، رنده‌ها و چاقوهای سنگی از آن­ها به یادگار مانده است.(8)

پروفسور «کارلتون کون»، باستانشناس آمریکایی نخستین کاوش­های خود را درباره­ی دوران «پارینه سنگی متوسط»، در چند غار باستانی ایران به نام­های : کمربند و هوتو (در نزدیکی بهشهر)، شکارچیان (واقع دربیستون)، تمتمه (در حوالی شهر ارومیه) و خونیک (در خراسان جنوبی و نزدیکی مرز افغانستان) انجام داد. وی به نتایج سودمندی از ادوار سنگی ایران و فرهنگ «بارادوستیان» دست یافت و پس از چند سال کاوش در ایران نتایج کار خود را در کتاب ارزشمند «هفت غار» و نیز کتاب­ها و مقالاتی دیگر چاپ و منتشر کرد.(9)

کاوش در غار کمربند منجر به کشف شش لایه سکونتی در آن غار از دوران «پالئولیتیک» تا دوران «نئولیتیک پیش ازسفال»(10) گردید. در این غار تعدادی چاقوهای کوچک از سنگ چخماق و قطعاتی از استخوان سگ دریایی و آهوهای وحشی بدست آمد. ضمنا جمجمه­ی یک دختر بچه از نوع انسان «نئاندرتال» کشف گردید که در نوع خود منحصر بفرد بود.(11)

غاز هوتوآثار بدست آمده از غار هوتو که مجاور غار کمربند قرار دارد مکمل آثار یافت شده­ی قبلی بود. مطالعات و کاوش­های ادوار سنگی و مرحله­ی غارنشینی در ایران توسط «پروفسور مک بورنی»،‌ درشمال شرق ایران و غارهای «کی آرام» و «علی تپه» گرگان و نیز غرب ایران و حوزه­ی ابرسن (زاگرس) مرکزی دنبال گردید و آثاری از دوره­ی «موسترین»(12) احتمالا مربوط به شصت تا پنجاه هزار سال پیش گردآوری و مطالعه شد.(13)

از دوره­ی پارینه سنگی میانی با مشخصه­ی فرهنگ موسترین، آثاری در غرب و شمال غربی ایران خصوصا در غار «تمتمه» نزدیک ارومیه،‌ غار «خر» و «شکارچیان» در بیستون کرمانشاه و دیگر غارهای حوزه­ی ابرسن (زاگرس) بدست آمده است.

تجمع گروه­های انسانی در ادوار «پارینه سنگی فوقانی» و «فراپارینه سنگی» عمدتا در غرب ایران و در حوزه­ی ارتفاعات ابرسن (زاگرس) متمرکز بوده و درشمال و شمال شرقی ایران بجز لایه‌هایی که در غار هوتو و کمربند،‌ بهشهر و علی تپه یک بین بهشهر و گرگان کاوش گردید، آثاری از این دوره‌ها شناخته نشده است.

باستانشناسان آثار دو دوره­ی یاد شده را که با تحول و تکامل دست ساخته‌ها و ادوات سنگی همراه بوده در مراکز باستانی دره هلیلان و مناطقی چون ایزه و ایوه در شمال خوزستان و غار «خر» بیستون و غار «پاسنگر» لرستان کشف کرده‌اند.

بنابه اعتقاد باستانشناسان متخصص ادوار سنگی،‌ شواهد روشن و قطعی از عصر «میانه سنگی» در ایران در دست نیست.

نمونه ای از ابزار سنگیپايگاه پژوهشي آريا بوم

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 22:20  توسط محسن بزاز  | 

هيچ صفحه ا ي از کتابهاي تاريخ نميتواند گواه دهد که يک نفر بزور بهقلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود انديشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز اين بود زماني که ايرانيان امپراتوري جهاني درست کرده بودند، يونان و هند و مصر و تمام خاور ميانه و نيمي از آفريقا زرتشتي شده بودند.


 ( پل دو بروي: تاريخ فلسفه زرتشت، پاريس 1984 رويه 114)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 0:39  توسط محسن بزاز  | 
به دليل ايجاد شكاف عميق؛
ريزش پل گرگر شوشتر قريب الوقوع است

اين پل دچار وضعيت بحراني شده و احتمال فرو ريختن این پل ساسانی در روزهاي آينده وجود دارد.

 

پل ساساني گرگر



به دليل ايجاد شكافي سه سانتي متري در عرشه پل گرگر و ادامه يافتن اين شكاف در طول پل، احتمال ريزش و تخريب اين اثر جهاني افزايش يافت.
در حال حاضر پل گرگر شوشتر به دليل تراكم ترافيكي كه تحمل مي كند، دچار وضعيت بحراني شده و احتمال فر رويختن آن در روزهاي آينده وجود دارد و بايد براي اين پل كه به تازگي در ليست آثار جهاني به ثبت رسيده است، چاره انديشي شود.

به گزارش خبرگزاري فارس از شوشتر، به دليل ايجاد شكافي سه سانتي متري در عرشه پل گرگر و ادامه يافتن اين شكاف در طول پل، احتمال ريزش و تخريب اين اثر جهاني افزايش يافت.
در حال حاضر پل گرگر شوشتر به دليل تراكم ترافيكي كه تحمل مي كند، دچار وضعيت بحراني شده و احتمال فر رويختن آن در روزهاي آينده وجود دارد و بايد براي اين پل كه به تازگي در ليست آثار جهاني به ثبت رسيده است، چاره انديشي شود
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 23:57  توسط محسن بزاز  | 
از آن هنگام كه ايران و ايراني سربلند بر تمدن جهان حكمفرمايي مي كرد ۲۵۰۰ سال يا ۵۰۰۰ سال مي گذرد. گويند اولين سكونت گاه ايرانيان در غاري در شمال شوشتر قدمتي ۱۰ هزار ساله دارد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 19:53  توسط محسن بزاز  | 
 
  بالا